گروه علمی فرهنگی فتح

خط کلّی نظام اسلامی چیست؟ اگر بخواهیم پاسخ این سؤال را در یک جمله ادا کنیم، خواهیم گفت خط کلّی نظام اسلامی، رسیدن به تمدّن اسلامی است.۱۳۷۹/۰۷/۱۴
ما میتوانیم تمدن نوین اسلامی را برپا کنیم و دنیایی بسازیم که سرشار باشد از معنویت و با کمک معنویت و هدایت معنویت راه برود؛ این کارها را میتوانیم انجام بدهیم، که به توفیق الهی هم [این کار را] میکنیم.۱۳۹۲/۰۹/۱۹
من با اطمینان کامل میگویم: این هنوز آغاز کار است، و تحقق کامل وعده‌ی الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و بازسازی امت قرآن و تمدن نوین اسلامی در راه است.۱۳۸۷/۰۹/۱۷

پربحث ترين ها

۱۵ مطلب با موضوع «بخوان :: باشگاه نویسندگان» ثبت شده است

۰

ضعف پرورش تفکر انتقادی در دانشجویان رشته های علوم انسانی(یادداشت کوتاه)

 بخوان باشگاه نویسندگان

ضعف پرورش تفکر انتقادی در دانشجویان رشته های علوم انسانی(یادداشت کوتاه)
هنگامی که در دوره دکترا تحصیل می کردم، انتقاداتی به برخی نظریات مطرح در حوزه روانشناسی مطرح میکردم. خاطرم هست در یکی از کلاس ها، استاد مشهوری در جواب به من گفت که 《تو در جایگاهی نیستی که این نظریه را نقد کنی》!
 
با خودم فکر کردم شاید حرف ایشان صحیح باشد و من اشتباه کرده باشم. چندی بعد انتقاداتم را از زبان یک فرد مطرح در روانشناسی معاصر، در کتابی، مشاهده کردم و آن را به استاد نشان دادم. ایشان به فکر فرو رفتند و انتقادات را قابل تامل دانستند، البته نه انتقاداتی که دانشجوی ایشان مطرح کرده بود، بلکه چون این انتقادات از زبان فرد مطرحی نیز بیان شده بودند!
 
با خود گفتم شاید اگر برخی اساتید ما مجال بیشتری به دانشجویان و افکارشان می دادند، ما امروز به جای نهضت ترجمه و رقابت بر سر ترجمه کتب دیگران، خود اندیشه می کردیم و نهضت تالیف را به راه می انداختیم.اما این وضع به هر حال باید تغییر کند. این وابستگی باید دگرگون شود و ما مرجعیت علمی را بتوانیم به دست بگیریم. 
 
با این مقدمه، مطلب زیر را درباره لزوم پرورش تفکر انتقادی در دانشجویان رشته های علوم انسانی، به عنوان یک نمونه، بیان میکنم.اگر از دانشجویان رشته های روانشناسی و مشاوره درباره 《تنبیه》 سوال کنیم، احتمالا با مخالفت آنها روبرو خواهیم شد؛ چرا که در کتب رسمی دانشگاهی، آنها صرفا با چند اندیشه در این رابطه آشنا هستند (معمولا ثرندایک و اسکینر)؛ آن هم بدون هیچگونه نقد و بررسی و صرفا به صورت یک طرفه
 
در حالی که در خود فضای روانشناسی معاصر، نظرات کاملا متفاوت و متنوعی در این باره وجود دارد.
 
مثلا می توان گاتری را مدافع تنبیه قلمداد کرد، البته با تبیین خاص خودش
 
یا در کتاب یادگیری و رفتار پائول چنس آمده که احتمالا ثرندایک و اسکینر درباره اثربخشی تنبیه اشتباه می کردند.
 
سلیگمن و همکاران نیز در کتاب کودک خوشبین می نویسند:《واقعیت این است که اسکینر، اشتباه کرده بود. تنبیه، به معنای پیوند دادن رویدادی ناخوشایند به عملی نامطلوب، در حذف رفتارهای ناخواسته بسیار موثر است》 (ترجمه داورپناه، ص ۳۱۸).
 
بحث من این نیست که کدام یک از این نظرات صحیح است. آنچه می خواهم بگویم این است که برخی از اساتید ما در دانشگاه ها، بعضا نه تنها 《اندیشیدن و تفکر انتقادی》 را ترغیب نمی کنند، که حتی اندیشه های مختلف پیرامون یک مساله را نیز باز نمی کنند تا احیانا دانشجو فکر کند که می شود نظر دیگری هم داشت.
 
اضافه کنید این مساله را به زمانی که ملاک نمره دهی و قبولی در مقاطع بالاتر و ... نیز حفظ همین مطالب از همین منابع باشد!
 
آیا چنین روالی منجر به اندیشیدن به سبکی نو خواهد شد؟!
 
لازم است در شیوه تدریس هایمان بیشتر دقت کنیم. 
 
ما برای علوم انسانی 《متفکر》 می خواهیم نه 《ضبط صوت متعصب》
 
 به قلم دکتر محسن عزیزی ابرقوئی
 
۰

تأثیرات شهرسازی مدرن بر سبک زندگی جامعه + pdf

 بخوان باشگاه نویسندگان

تأثیرات شهرسازی مدرن بر سبک زندگی جامعه + pdf
یکی از مهم‌ترین مصادیق سبک زندگی، نوع معماری و شهرسازی است. سبک زندگی مدرنیته از حقیقت‌طلبی به احساس‌محوری و کارکرد‌گرایی تغییر کرده است و تأثیرش را بر معماری و شهرسازی نیز گذاشته است؛ به‌گونه‌ای که دیگر در شهرها برای اینکه حقیقتاً خدایی وجود دارد، بنای مذهبی ایجاد نمی‌شود. با اذعان به اینکه محیط بر رفتار و سبک زندگی افراد تأثیر می‌گذارد می‌توان این‌گونه برداشت کرد که فضای زیستی ازجمله شهر می‌تواند بر سبک زندگی افراد تأثیر بگذارد. شهر با مؤلفه‌های سبک زندگی ارتباط مستقیمی دارد و درواقع، کالبد و فضای شهر تجلی ارزش‌ها و فرهنگ جامعه است...
ادامه یادداشت فوق از مهندس حجازیان را، میتوانید در فایل زیر مطالعه نمایید.

متن کامل: دریافت

۰

تحلیلی روان‌شناختی از شخصیت سردار رشید اسلام؛ سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی(رضوان الله تعالی علیه

 بخوان باشگاه نویسندگان

تحلیلی روان‌شناختی از شخصیت  سردار رشید اسلام؛ سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی(رضوان الله تعالی علیه
حاج قاسم، طهارت، قداست، سلامت
 
خبر شهادت سردار رشید اسلام؛ حاج قاسم سلیمانی(رضوان الله تعالی علیه) تن‌های خفته را نه؛ که جان‌های غفلت زده را بیدار کرده است.در این چند روزی که از شهادت این «مرد» می‌گذرد (سیزدهم دیماه سال نود و هشت) دائماً از خود سوال می‌کردم چرا نمی‌توانم با نظریه‌های موجود روان‌شناختی تحلیلی از شخصیت این مرد الهی ارائه دهم؟
آیا او را در قالب «ویژگی‌های انسان خودشکوفا باید تحلیل کرد؟»
«آیا تیپ‌های شخصیتی سالم را باید دنبال کرد؟»
«آیا توانمندی‌های مثبت را باید در او یافت؟».
 
حتی به کتب روان‌شناسی اجتماعی هم مراجعه کردم شاید در ذیل مباحث «عوامل جاذبه‌های میان فردی» یا «عوامل نفوذ اجتماعی» بشود چیزی یافت امّا نیافتم! نه اینکه چیزی نیافتم؛ در خور شخصیت ایشان نیافتم!«چه می‌شود انسانی به مراحلی از تحول و تعالی می‌رسد؛ چون حاج قاسم؟» ناگاه متفطن به پژوهشی شدم که چند سال پیش در زمینه «سلامت روان» از منظر اسلام انجام داده بودم. 
 
عجب! خدایا این بحث، چقدر تناسب دارد با شخصیت حاج قاسم! گفتم بگذار چند سطری بنویسم به قصد قربت، شاید روح متالّه حاج قاسم دستگیری کند از ما، و دستی برآرد و ما خاک‌نشینان را تحرکی بخشد!
 
اجازه می‌خواهم بخشی از این پژوهش را به محضر شما تقدیم کنم:
 
موضوع سلامت روان در اندیشه اسلامی را باید در مفاهیمی چون «سلامت نفس»، «سلامت قلب»، «سلامت روح»، و «سلامت عقل» جستجو کرد. نگارنده طی پژوهش مورد اشاره (http://ravanshenasi.nashriyat.ir/node/456) ابتدا حداقل 15 مطالعه در زمینه «سلامت روان» در میان پژوهشگران جهان اسلام را مورد بررسی و تحلیل قرار داده؛ و سپس با انتخاب نوزده مفهوم مستقیم و غیرمستقیم از مهم‌ترین مفاهیم حوزه «سلامت» و حوزه «مرض» در منابع اسلامی(«صحّت»، «راحت»، «سلامت»، «عافیت»، «نجات»، «طهارت»، «قداست»؛ «مرض»، «سقم»، «وجع»، «داء»، «آفت»، «زمانت»، «ألم»، «عاهت»، «بلاء»، «تعب»، «هلاکت»، و «عجز»)، آنها را در قالب شاخص‌های هفتگانه (معنای لغویی، قلمرو مفهوم در ابعاد جسمی و روانی، گستره مفهوم در دنیا و آخرت، تعامل مفاهیمی، تقابل مفاهیمی، معنای اصطلاحی بر اساس تحلیل دینی، و نقش تبیینی مفهوم در سلامت یا بیماری) مورد بررسی قرار داده؛ سپس به ارتباط‌شناسی مفاهیم مذکور پرداخته، و در نهایت با شناسایی عناصر کلیدی، مدل مفهومی سلامت روان بر اساس منابع اسلامی را ارائه داده است.
 
حاصل پژوهش چه شد؟حاصل این شد که سه عنصر کلیدی محورهای «سلامت روان» در اندیشه اسلامی هستند. آن سه عنصر عبارتند از:
 
«توانایی»
 
«معیارپذیری توحیدی»
 
«سازش پذیری توحیدی» 
 

برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید:

۰

علوم انسانی و نسبت آن با تمدن سازی

 بخوان باشگاه نویسندگان

علوم انسانی و نسبت آن با تمدن سازی

دعوت به خدا پرستی محور و جان کلام و روح حرکت همة پیامبران الهی بوده. پیامبران آمدند، دعوت کردند و تلاش کردند تا انسان عزیز باشد. انسان با کرامت باشد. انسان به نقطة کمال و تعالی برسد. آمدند تا انسان گرفتار شیطان و گناه نشود. آمدند تلاش کنند انسان آماده بشود تا روزی خدای بزرگ را ملاقات کند. با کسی ملاقات کند که همة پاکیها، خوبیها و زیباییها از اوست. خلاصه اینکه، همة نهضت پیامبران برای تقوا بود. باید گفت که این هدف پیامبران و مرسلین با ایجاد یک حکومت الهی بر روی زمین محقق خواهد شد. ایجاد یک تمدنی که در آن همه‌ی بسترها برای رشد و انسان سازی و سیر الی‌الله برای همه ی بشریت فراهم شود. جامعه ای که در آن عدالت به طور کامل برقرار باشد و  زمینه برای معرفت الله و خلیفه الله شدن فراهم باشد. اما این اتفاق علی رغم اینکه از اساسی ترین اهداف انبیا و ائمه بوده است، هیچ گاه محقق نشده است. از اصلی ترین وظایف امروز ما کمک در تحقق کامل تمدن و حکومت اسلامی است. هر کس به هر طریقی باید نقشی در ایجاد تمدن اسلامی ایفا بکند. اما سوال این است که علوم انسانی چه جایگاهی در شکل گیری تمدن دارند و نسبت این علوم با تمدن چیست؟ به جرات می توان گفت که اساسی ترین رکن شکل گیری یک تمدن علوم انسانی است. اگر بخواهیم یک حکومت و تمدنی را شکل دهیم کار اساسی ای که باید شکل بگیرد و اگر قرار باشد اقدامی صورت بگیرد آن اقدام در علوم انسانی است. دلیل این ادعا را در ادامه بررسی خواهیم کرد.